تبليغاتX
یگانه عاشق


دل تنهام

من همیشه فکر می کردم که عاشقا به عشقشون می رسن ولی تو کتابها زیاد دیده و شنیده بودم که این طور نیست مثل لیلی و مجنون دوستام هم همیشه بهم می گفتن عاشق واقعی هیچ وقت به عشقش نمی رسه ولی من امیدم به این بود که می رسه ولی حالا خیلی وقته که انگار داره بهم ثابت می شه که آره ممکنه که حرفه اونها حقیقت داشته باشه . وای باز هم روزهای تنهایی پیش از پیش از کناره هم می گذرن ولی انگار نمی خواد واسه من تنها نوره امیده پیدا بشه اینقدر بدم میاد از این زندگی وهم و خیالی که انگار خودم واسه خودم ساختم پس عزیزه من از من نپرس از عشق که جوابه من به جز دلتنگی نیست.

چهره ام شاده ولی دلم غمگینه درکه این زندگی خیلی واسم سنگینه سنگینه وقتی نداری امیدی وقتی دل به هر بی سرو پایی تو میدی . دیگه طاقت ندارم ببینم درد وغم دورم هم پورن آدمای بی درک و فهم که مثله یه گرگ به فکر کندنن همین اینها به شب و روزه من گند زدن .

اما دوباره بازم من ...

کمک کردن به همه بدونه منتی ولی نارو خوردم بدونه علتی . همه اونایی که به خوبی می دادن شعار تو اوجه ناباوری تبدیل شدن به شغال. هنوز دور و ورم شلوغه ولی تنهام امیده به این زندگی شده رنج و غمهام.

نگو دل خوشم نه نگو دوسته من که قدره یه دنیا غمه زیره پوست من چرا فکر میکنی دلم بدونه درده وقتی بهاره زنگیم خزونه زرده.

می خوام که با دسته خیال خدا رو نقاشی کنم رو زانوهاش اشک بریزم هوارو بارونی کنم گریه کنم گذشتمو سر روی پاهاش بزارم بگم غریبم بی نشونم برس به دادم.می خوام رو تار و پوده شب مقصد و بی هدف برم تو این هوای بی نفس برم به آخر برسم برم یه جایی که فقط تو باشی و بی کسیام تو سرنوشت دست ببرم به عشقت تا خودت بیای. تو نفس آخر عشق تنها تر از خدا شدم انگار دیگه رسا اشکی نمونده تو چشماش آره با گریه بی وفا شدم . غصه شکسته دلمو آخر این سفر کجاست؟ وقته بریدنه منه دلم از بی تابی هم جداست . تنها تر از خیاله تو دل و به دریا می زنم من و صدا کن که می خوام دل از جدایی بکنم دستامو بگیر می دونم تویی اون همیشه با من اینه اون محاله ممکن مثل اشکه شیشه با من....

پس فعلا تا دیداره بعدی خدا نگهداره راستی این یادم رفت بگم که همه خیال می کنن که من مغرور هستم پس گوش کنین...

من مغرور نیستم نمی دونم تو چرا این طوری فکر می کنی . می گی مغرور هستی نه نه نه چرا اونها فکر می کنن که م م من همش کینه و غرور دارم تو قلبم نه همه شماهارو دوست دارم قلبن من .

بارونه دلم خزونی است که هیچ گاه انگار بهار نداره .      پس بدون که نفرین می کنم به ..... هر روز. آره باز هم این چند کلمه از یگانه عاشق تنها بود تا دیداره بعدی خدا نگهدار عزیزانم.

نوشته شده از دلشکسته ۱۰۰۱

نوشته شده در 87/04/26ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط رسا |

گلایه

بازم روزهای تکراری از کناره هم می گذرن و حتی یک روزنه هم  نمی خواد تو زندگی ما ایجاد بشه . بگو خدا گناه من چی بود بگو چرا سر نوشتم این طوری بود . آدما دیگه خودشون نیستن همشون خودشون و ۳ برابر از اونی که هستن می گیرن حالا همه واسه من آدم شدن یه داف می گیرن اونم از اون اکبیریاش انگار که دیگه شاه شدن برو بابا کمبود دار.هیچ کودومشون هیچی از عشق هیچی نمی دونن دم از عاشقی می زنن . همش شده دروغ من شاید تو زندگیم دوروغ هام به تعداده انگوشتانه دست هم نمی رسه حالا یارو حرف می زنه از ۱۰ کلمه حرفش ۶ تاش دروغه . وای از قیافه گرفتن بعضی ها بابا هنوز داره بویه گند میده ادعای همه چیز داره برو بابا تو جات تو سطله آشغاله . این آدمایی که دارن کناره من زندگی می کنن ۸۰ ٪ اصلا که هیچی نیستن ولی نمی دونم چرا اینقدر به خودشون می نازن بابا ما که خیلی چیزا داریم اصلا نه حرفشومی زنیم و نه به رویه خودمون میاریم . اونا اینقدر کوته فکرن که آدم اگه حرفی نمی زنه خیال می کنن نمی تونه یا بلد نیست وای کاش می شد اصلا این جور آدم ها رو اصلا ندید من منظورم به اون کسی هست که خودش هیچی فرهنگ نداره و حالا یه زید .... گرفته دم از شعور و معرفت می گذره  حالا من می خوام بدونم این آدما تو زندگیشون به کجا می خوان برسن هر چی بگم که من و آمثاله من دارن میونه این از خدا بی خبرها زندگی می کنن آخرش تلف می شیم چی کار می شه کرد ولی من از دسته این ها چه گلایه کنم ولی هرکی بخواد این طوری باشه من یکی که نمی بخشمش اگه بخوان با منم این طوری باشن من که کاری به کاره دخترا ندارم بیشتره گلایه هام از این پسرها هست از نزدیکام نه دوستام آدم هایی که مجبورم به خاطره اجتماع باهاشون برخورد کنم سخن تموم کنم که اینجا بازم می شم تنها و همون بهتره تنهایی واسم .

۰۹۱۳۹۶۷۶۱۵۲ رسا

نوشته شده از دلشکسته از ۱۰۰۰۱

نوشته شده در 87/01/29ساعت 6:54 بعد از ظهر توسط رسا |

من خسته ام

سلام ببخشید من یه مدتی نبودم . آخه چرا بعضی ها از عشقشون خسته می شن چرا آدما کسی رو که یه روز واسش می مردن و تنها می زارن این چیزها رو می بینم دیگه از عشق و عاشقی متنفر می شم .   کاش می شد که آدم می تونست آینده رو ببینه اون موقع خیلی خوب بود دیگه آدم نبایست دنیال عشقش بگرده . دیگه حالم خیلی بده این شعر و می نویسم شاید یه کم آروم بشم ....

سوال من اینه چرا اگه عشق آدم بدونه که ما دوستش داریم دیگه میره و از آدم جدا می شه ؟

نمک رو زخم من نباش تویی تنها دلخوشیم  . غیر مستقیم تیکه ننداز نگو ماله هم نمی شیم

از رو دلسوزی می خندی می گی همش تو فکرمی . چرا زورکی واسه من از عاشقی دم می زنی .

حالا که می خوای بری دیگه نمی خواد بهم بگی عاشقمی و دوستم داری . واسه نبوده من خدا خدا نکن وقتی رفتی از پیشم دیگه پشتو  نگاه نکن.

حالا که دوستم نداشتی تو بزار برووو . برو نمی خواد به پای من بسوزی و بسازی . برو نمی خواد که واسه من عشقتو ببازی.

حالا که می خوای بری دیگه نمی خواد بهم بگی عاشقمی و دوستم داری . واسه نبوده من خدا خدا نکن وقتی رفتی از پیشم دیگه پشتو  نگاه نکن.

 

نوشته هایی از دلشکسته ۱۰۰۱

نوشته شده در 86/09/25ساعت 10:17 بعد از ظهر توسط رسا |

یک حسه غریب

سلام دوستان امشب می خوام از یک حسه غریب که شاید واسه همتون پیش اومده باشه !!حالا همه پیشه خودشون می گن این چه حسی هست که رسا می خواد در موردش صحبت کنه هول نکنین الان می گم . تا حالا شده وقتی می بینین که یه نفر حالا خودمو نمی گم یه نفر یه برتری یا یه قدرتی دستش هست یا مثلا خوشکله یا با کلاسه که همه خوششون میاد ولی نمی تونن به زبون بیارن وای اون موقع که می فهمی هیچکی دوستت نداره اون می قع نمی تونی بفهمی که کیا دوستتن کیا دوشمنتن؟؟ همه یه جوری دوست دارن آدم و خورد کنن . همه دوست دارن آدم و کوچک کونن که با اون عقله فندوقیشون    می خوام به آدم ثابت کنن که آره ما هم حالیمون هست ولی نمی دونن که دارن خودشونو هی پیشه چشمام کوچیک می کنن . حالا این چه حسیه که آدم بهش دست می ده که آره منه آیا رسا تو جامعه مورده پسند مردم هستم یا نیستم ؟؟؟حالا مهم نیست بعضی آدمای کوته فکر در مورده من چی فکر می کنن  مهم اینه که آدم خودش انسان باشه و حالا نمی دونم دیگه چی بگم فقط این و می دونم که آِدم خودش باید تو این دوره و زمونه واسه خودش زندگی کنه و واسه کسی که دوستش داره خانوادش و همه کسائیکه دوستشون داره .

با تشکر دوست داره همیشگی شما رسا

نوشته شده در 86/05/25ساعت 9:21 بعد از ظهر توسط رسا |

زندگی سخته؟؟؟؟؟!!!!!!

سلام......

زندگی واسه خودم سخته چه برسه به خانوادم .....

من نمی تونم بگذرم از خانوادم واسه همین بین رپ و زندگیم فاصله دادم منی که حتی کسی جوابم و نمیده که بخوام پدوستی  داشته باشم .منی که هرکی نگاهم می کنه فکر می کنه من بچه مایه دارم آخه اونها از من چه می دونن که می زنن حرفا چند بار چند جا کردن دردا که فردا من با همتون فرقا دارم و تنها من یار ندارم .... بعضی وقتها خیلی چیز ار اطرافیانم حس می کنم که انگار که مردم خوابم ولی انگار اونها می خوان من و هم به خواب ببرن . من اصلا نمی دونم کی ها شادم کی ها غمناکم. وقتی پولی ندارم کی می رسه به دادم . دلم خوش بود تو کافی نت جون کندم و فریاد ندادم بعدش سینا به من گفت برو بیرون با خفت منم گفتم داغونت می کنم پست فطرت . بیخیال گفت بچرخ تا بچرخیم ولی من به کسی کاری ندارم این خدا هست که جای حق نشسته و خودش شاهده منه . من قدرتی دارم استثناء .هرکی بالاخواه داره داشته باشه چون بالاخواه من خدا هست ........

بعد از این همه تمرین حسابمون کردن یه سگ واسه همین رپ فارسی پایینه تویه چرخو فلک .

اما من نه دیگه نمی تونم رپ بخونم چون کارده زندگیم رسیده به استخونم . یه روز می یای می بینی که منم کسی شدم اون وقت می تونم با سر افرازی رپ بکنم .

ببین با جسم  بی روحم می شه ادامه داد باید مقابله کنم جلوی اعدامه باد .

می بی گناهم خدا هم شاهده تا حالا دیدی کسی به خدا هم باج بده .

از تمومه خاطراتم به هم می خوره حالم دیگه نمی خونم تا خدا برسه به دادم . گوش کنین فایده نداره توی تاریکی بزک هنرمندایی مثل من باید برن به درک .

کاری واسه مادرم تا اونجا که یادم میاد در صورتی که خرج اموراتم هم بهم می داد .. تو ایران لعنتی کارم داره ایراد باید یه روز ترکش کنم هرچند دوستش دارم زیاد . مادر تو نگاهت مثل دریا بی انتهاست باید مدتی نخونم که پرشه کم و کاست خداست که ناظره دنیاست به همون خدا ظلمه به ماست لحظیه وداع است اشک تو چشمامه رسا چرا اینجاست می سپارم دست تقدیرم هر جور خودش خواست . واسه پول آرزوی یه پولی عبور مجبور بودم با عشق نافرجامم باشم به زور

 

تمومه دنیا شده پول با اون می شه تبدیل بشی به یک قول!!!!!!!!

اینجا آدم می کشن واسه ۱۰۰۰ تومن از ترس می خوان دوره خونه ها حصار کنن.!!!!!!!

 

رسا همیشه تنها

نوشته شده از دلشکسته ۱۰۰۱

نوشته شده در 86/05/18ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط رسا |