تبليغاتX
یگانه عاشق


قصه عشق و جدایی!!!!

خیلی سخته منتظر کسی باشی که هیچ وقت نمیاد

 

تنهایی آدما چقدر وسعت داره ؟ پیشه هم بودنشون چقد طول میکشه ؟ آمدما از هم چه توقع هایی دارن ؟  تو زندگی این آدما چه چیزایی گردش داره؟ چرا من باید طرد بشم چرا نخوام کسی رو به دلم نزدیک کنم چرا از همه بخواهم خودمو جدا کنم چرا باید سرنوشته من این بشه ؟ هر روز حسرت روزی بکشم ک اونی که میخوام میادش !!!! حسرت کسایه از دست رفته و اینکه آره اونی که دوستش داشتیم میاد از جلومون رد میشه و زل میزنه تو چشمام و به آهستگی از کنارت رد میشه انگار بوش و فقط میتونی حس بکنی و جیگرت بسوزه که چرا اونی که باید باشه نیست چرا غم باید بیاد تو دلت بشینه و دیگه بیرون نره گریه دوایه دردمون نمیشه و باز روزهایه تکراری از پی هم میگذرن بازم ین جمله لعنتی همینی که هست پس عشق چیه ؟ کیه ؟ تو قصه ها هست تو کتاب ها ؟ میون آدما ؟ تو دله پر احساس ؟ پس کجاست بیاین بگین کجاست ؟ خوب باید از این جمله هایه قشنگ خداحافظی کرد و رفت پی زندگی تا حالا شده یکی دوست داشته باشی و اون به هعر نحو نتونه قبولت کنه و میگه ما به درد هم نمیخوریم بهتر همدیگرو فراموش کنیم و برو پی زندگیت!!!! بیخیال لپ مطلب تا شقایق هست باید زندگی کرد ... شاید حرفایه امروزم یه کمی مسخره بود و قصه آشنایی انگار ساده شده و بدون مقدمه و بی پایه و اساس...

 

نوشته شده از دلشکسته ۱۰۰۱

نوشته شده در 88/06/14ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط رسا |

موضل

سلام بعد از هرگزها باز اومدم باز هم مبهم و علامت سوال ؟؟؟!!!!!!!!

دختر!!!!! موضل این روز پسرها شاید این ها فکر می کنن دختر چیه ؟؟

راستی واست مهمه یه دختر نگاهت کنه؟؟؟

 واست مهمه کسی و سرکار بزاری؟؟؟

نه نمی خوام توهین بکنم به کسی فقط می خوام بگم دختر و پسر تو ذهن من یکی هست ولی دیدگاه خانمها و آقایون به زندگی متفاوت هست یعنی در کل دیدگاه هر شخصیتی در اجتماع متفاوت هست !!!! اسن طرز فکر آدماست که شخصیتشونو رقم میزنه پس این تصور اشتباه هست مثلا بگیم فلان محله ای یا فلان شهر بی فرهنگن یا .....

حالا اینو می خوام بگم که اونایی که اصلا من و نمی دونین یا از خصوصیات و مهم تر از همه از ارزش ها و عرف ها چیزی نمی دونین بهتره بگم که سکوت گاهی اوقات لازمه !!! یعنی لازم نیست بخوای خودتو نشون بدی یا بی جهت حرفای بی مورد بزنی یا در مورده من نظر بدی !!! آره دوست دارم این طوری زندگی کنم انگار کورم کسی نمی بینم باشه البته نه همه کسیو کلی گفتم چیه نمی تونی مثل من باشی واست سخته ؟ پس برو خودتو پرت کن از رویه سخره.

پس اگه خانمی اومدی جلو باید بفهمی من مثل کسایه دیگه نیستم و همیشه دوست داشتم آدم با فرهنگی باشم و آره اینه رو گفتم بدونی که ازم دلگیر نشی چشم باشه دفعه بعد پس نیا جلو که دلگیر بشی خوب !!!! مزاحمم نشین که شماها لیاقت ندارین اگه داشتین باید می دیدم!!!! پس این و هم بدونین با خصوصیاتی که دارم و این و بقیه گفتن که نگید تعریف از خوده خوب پس کسی لایق عشقه پاکه خودم نمی دونم حالا بگم که بذار این آدمایه کوتاه فکر هرچی دوست دارن در موردم فکر کنن این و گفتم باز میگم وقتی آدما می بینن از یکی کمترن ناچارن به مسخرش بگیرن یا بخوان ضایش کنن پس بدون تو هم از همون قشرش هستی اگه حرفامو مسخره ببینی از کوچکی خودت هست بازم میگم خانم ها همشون بد نیستن یعنی واضح تر بگم این سطح فکری آدماست که مسیرشونو تو زندگی معین و فرهنگ را کامل می کنه پس کسی تو شهر کوچک هم می تونه اروپایی فکر کنه !!

 

 

چهره ام شاده ولی دلم غمگینه ~~~~ درکه زندگی خیلی واسم سنگینه

سنگینه وقتی که نداری امیدی~~~~~~ وقتی دل به هر بی سرو پایی تو میدی

دیگه طاقت ندارم ببینم دردو غم ~~ دورم پورن از آدمایه بی درک و فهم ~~ که مثل یه گرگ فقط فکر کندنن .. همین اینا بودن به شب و روز من گند زدن!!!!!

اما بازم من کمک کردم به همه بدونه منتی ولی نارو خوردم بدون علتی ~~~ همه اونایی که از خوبی میدادن شعار تو اوج ناباوری تبدیل شدن به شغال !!!!

هنوزم دورو ورم شلوغه ولی تنهام ~~~ امیدم به این زندگی شده رنج و غمهام

جلد قلب من کاغذی به رنگ سیاست~~پس من پاکم این زمونه فریب و ریاست

نوشته شده از دلشکسته ۱۰۰۱

سو تفاهم پیش نیاد من به هیچکی بی احترامی نکردم کسی بهش برنخوره کلی حرف زدم بعدشم هرکسی فرق می کنه

 

نوشته شده در 87/11/30ساعت 3:2 بعد از ظهر توسط رسا |

دل تنهام

من همیشه فکر می کردم که عاشقا به عشقشون می رسن ولی تو کتابها زیاد دیده و شنیده بودم که این طور نیست مثل لیلی و مجنون دوستام هم همیشه بهم می گفتن عاشق واقعی هیچ وقت به عشقش نمی رسه ولی من امیدم به این بود که می رسه ولی حالا خیلی وقته که انگار داره بهم ثابت می شه که آره ممکنه که حرفه اونها حقیقت داشته باشه . وای باز هم روزهای تنهایی پیش از پیش از کناره هم می گذرن ولی انگار نمی خواد واسه من تنها نوره امیده پیدا بشه اینقدر بدم میاد از این زندگی وهم و خیالی که انگار خودم واسه خودم ساختم پس عزیزه من از من نپرس از عشق که جوابه من به جز دلتنگی نیست.

چهره ام شاده ولی دلم غمگینه درکه این زندگی خیلی واسم سنگینه سنگینه وقتی نداری امیدی وقتی دل به هر بی سرو پایی تو میدی . دیگه طاقت ندارم ببینم درد وغم دورم هم پورن آدمای بی درک و فهم که مثله یه گرگ به فکر کندنن همین اینها به شب و روزه من گند زدن .

اما دوباره بازم من ...

کمک کردن به همه بدونه منتی ولی نارو خوردم بدونه علتی . همه اونایی که به خوبی می دادن شعار تو اوجه ناباوری تبدیل شدن به شغال. هنوز دور و ورم شلوغه ولی تنهام امیده به این زندگی شده رنج و غمهام.

نگو دل خوشم نه نگو دوسته من که قدره یه دنیا غمه زیره پوست من چرا فکر میکنی دلم بدونه درده وقتی بهاره زنگیم خزونه زرده.

می خوام که با دسته خیال خدا رو نقاشی کنم رو زانوهاش اشک بریزم هوارو بارونی کنم گریه کنم گذشتمو سر روی پاهاش بزارم بگم غریبم بی نشونم برس به دادم.می خوام رو تار و پوده شب مقصد و بی هدف برم تو این هوای بی نفس برم به آخر برسم برم یه جایی که فقط تو باشی و بی کسیام تو سرنوشت دست ببرم به عشقت تا خودت بیای. تو نفس آخر عشق تنها تر از خدا شدم انگار دیگه رسا اشکی نمونده تو چشماش آره با گریه بی وفا شدم . غصه شکسته دلمو آخر این سفر کجاست؟ وقته بریدنه منه دلم از بی تابی هم جداست . تنها تر از خیاله تو دل و به دریا می زنم من و صدا کن که می خوام دل از جدایی بکنم دستامو بگیر می دونم تویی اون همیشه با من اینه اون محاله ممکن مثل اشکه شیشه با من....

پس فعلا تا دیداره بعدی خدا نگهداره راستی این یادم رفت بگم که همه خیال می کنن که من مغرور هستم پس گوش کنین...

من مغرور نیستم نمی دونم تو چرا این طوری فکر می کنی . می گی مغرور هستی نه نه نه چرا اونها فکر می کنن که م م من همش کینه و غرور دارم تو قلبم نه همه شماهارو دوست دارم قلبن من .

بارونه دلم خزونی است که هیچ گاه انگار بهار نداره .      پس بدون که نفرین می کنم به ..... هر روز. آره باز هم این چند کلمه از یگانه عاشق تنها بود تا دیداره بعدی خدا نگهدار عزیزانم.

نوشته شده از دلشکسته ۱۰۰۱

نوشته شده در 87/04/26ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط رسا |